به نام حی حاضر ناظر

همین الان اومدم طبق عادت همیشم دفترمو برداشتم که از حال الانم بنویسم

اما... یهو یاد اینجا افتادم

دلم خواست بیام اینجا بنویسم

شاید یه روز که باز یهویی یاد اینجا افتادم اومدم و نوشته های امروزمو اتفاقی خوندم

شاید اون روز معجزه ی خدا رو به چشمام ببینم

شاید...! علی ایهاالحال ! امروز و الان و این لحظه خواستم اینجا بنویسم و پای این خواستم موندم

***

خدایا... خدا جون بزرگ مهربون

گفتی یه ماه از سالت ماه برکت الهیه... برکتت که همیشه تو زندگی همه ی ماها هست

می دونی چیه؟یادته نذر کرده بودم اگه بهم کمک کنی نتیجه ی ای که می خوام رو از امتحانم بگیرم کل موجودیمو... کل موجودی ناقابلمو بریزم به حساب محک؟

هه... چقدر احمقم که همچین نذری کردم... چقدر احمقیم ما ادما... اگه تو کمکم نمی کردی نفس هم نمی تونستم بکشم... امتحان دادن که سهله

خدایا شکرت ! خدایا بودنتو... کرمتو... حضورتو... دلگرمیتو... خدایا ! خـــود خـــــودتو شکر !!

می گفتم... خودت گفتی یه ماه از سالت ماه ویژه ی برکتته

از اون یه ماه سه شبش ویژست... فرشته هات میان پایین ! میان تقدیرمو بنویسن

امشب اولین شب از اون شباست

کی می دونه؟ شاید سال بعد یه همچین روزی یلدا زیر یه خروار خاک خوابیده باشه... شاید اصلا به همین امشبتم نرسه

همین الان میگم... تا وقت هست ! خدایا! خودت به فریاد همه ی بنده هات برس

امروز زیادی دلم گرفته... خاطره... زنده زنده می کشه ! الان که نگاه می کنم... الان که دور و اطرافمو می بینم... می بینم همه رو دارم ولی هیچکس تـــــــــــو نمیشه... هزار تا دوست و رفیق... خنده های از ته دل.... واسه همه ی انا شکرت ! ولی ته تهش به این میرسم که فقط تو هستی... میشه نق زد سرت... میشه باهات خندید... گریه کرد... بالا رفت... پایین اومد... میشه فارغ از هــر موضوعی فقط خـــــود بود

امشب ازت فقط یه چیز می خوام

به داد همـــــــه ی مخلوقات برس... به همه کمک کن... اگه عاشقی از عشقش جدا شده به حق همین شبا به عشقش برش گردون... سخته دورب ! اگه کسی قرضی داره... شرمندش نکن... اگه کسی جرمی کرده... با کرمت ببخشش... اگه کسی گناهی کرده... خودت به راه بیارش... اگه کسی کینه ای به دل داره... کمکش کن که فراموشش کنه... اگه کسی باید قصاص شه... تو از رحمت ببخش به دل بنده هات

خدایا! گره گشایی ! گره زندگی همهرو خودت باز کن! همین !

امشب... همینجوری یهویی... دلم خواست همه رو ببخشم... دلم خواست شکر کنم واسه این همه دوست خوب... واسه این همه خنده... واسه این خونواده ای که بهم دادی که یه لحظه داشتنشونو با دنیات عوض نمی کنم... دلم خوالست شکر کنم واسه لقبی که همه بهم میدن... وروره ی خندون :)) لطف عــــلی مستدام خدا !

می بخشم همه رو... همه ی اونایی رو که یه روزی از دستشون ناراحت شدم... چه یادم بیاد چه نیاد

خدایا شر حسادتو از رابطه ها کم کن... دوستام برگشتن... همشون... الان تو این روزا... بعد از تو و خونواده ای که بهم دادی بزرگ ترین داراییم همینان... می بخشم اگه یه روز ناخواسته ناراحتم کردن

ارامشو واسه دل همه ی دوستام از تو می خوام

امشب دل نوشتم شد مناجات... دلم خواست باهات حرف بزنم

به امید خودت

یلدا
14 تیر سال 1394 هجری خورشیدی